شبی دزدی به خانه روضه خوانی رفت. تمام اسباب و اثاثیه او را جمع کرد و در چادر شبی پیچید، وقتی خواست از زمین بلند کند گفت:
یا علی.
روضه خوان به صدای او از خواب پرید و مچ دست دزد را گرفت و گفت: مردک آنچه من عمری با هزار یا حسین جمع کردم تو میخوای با یک یا علی ببری...؟